You are currently browsing the monthly archive for دسامبر, 2007.
آخرین یافته ها از خورشید در خصوص جتهای اشعه ایکس بکمک فضاپیمای هینود وتلسکوپ اشعه ایکس آن( با نام XRT ) بدست آمده اند.این تلسکوپ توانسته اطلاعات جدیدی درباره جتهای اشعه ایکس که در واقع شراره ها کوچکی هستند در اختیار دانشمندان قرار بدهد.
فعالیتهای خورشیدی شامل لکه ها٬ شراره ها ٬زبانه ها٬ مشعل ها٬ سیخکها و…….طی دوره 11 ساله کم وزیاد می شوند. در حال حاضر خورشید در کمترین مقدار فعالیت به سرمی برد اما این حالت موقتی است وطی چند سال آینده افزایش یافته ودر سال 2011 یا 2012 به بیشترین مقدار فعالیت خواهد رسید.در این زمان تعداد شراره های خورشیدی (Flare ) وانفجاراتی که با عنوان پرتاب های جرمی تاج (Coronal mass ejections ) شناخته می شوند به حداکثر خواهد رسید.این انفجارها میتوانند زمین٬ ماهواره ها ٬ ارتباطات وخطوط انتقال نیرو را تحت تاثیر قرار دهند .بعضی از دانشمندان پیش بینی کرده اند که فعالیت خورشید درزمان بیشترین فعالیت در دوره 11 ساله پیش رو طی 50 سال اخیر بی سابقه خواهد بود. دانشمندان امیدوارند با مطالعه وبررسی انفجارات خورشیدی بتوانند آنها را پیش بینی کرده تا بدینوسیله از وقوع خسارتها پیش گیری کنند.
آخرین یافته ها از خورشید بکمک فضاپیمای هینود وتلسکوپ اشعه ایکس آن( با نام XRT ) بدست آمده اند.این تلسکوپ توانسته اطلاعات جدیدی درباره جتهای اشعه ایکس که در واقع شراره ها کوچکی هستند در اختیار دانشمندان قرار بدهد.این جتها نسبت به شراره ها دارای انرژی کمتر هستند ولی در عوض فراوانی آنها بیشتر است.
جتهای اشعه ایکس وشراره های خورشیدی هر دو ناشی از ترکیب مجدد مغناطیسی هستند٬ پدیده ای که در آن خطوط مغناطیسی مخالف یعنی مثبت ومنفی(مانند قطبهای مثبت ومنفی آهنربا)با هم در می آمیزند ونتیجه آن تولید انرژی می باشد.این انرژی موجب حرکت وفرار گازهای بار دار الکتریکی (پلاسما) به مناطق بیرونی منظومه شمسی می شود.دانشمندان با مطالعه جتهای اشعه ایکس که دارای ویژگیهای ساختمانی ساده تری هستند خود را برای درک بیشتر شراره ها وپرتاب های جرمی تاج(CME ) آماده کنند.
در هر بار انفجارجتهای اشعه ایکس٬ انرژی معادل با هزاران بمب اتمی آزاد می شود وسرعت ذرات آزاد شده به حدود 2 میلیون مایل در ساعت میرسد درحالیکه در انفجارات شراره ها وپرتاب های جرمی تاج(CME) مقدار انرژی آزاد شده هزار برابر بیشتر است وسرعت ذرات آزاد شده هم به 6 میلیون مایل در ساعت می رسد(ذرات سریع ناشی از این انفجارات بعد از حدود 15دقیقه به زمین می رسند)
مشاهدات فضاپیمای هینود نشان داده که جتهای اشعه ایکس سهم بزرگی در بادهای خورشیدی (جریانی از پلاسما که بطور پیوسته از خورشید جدا می شود و به سمت مناطق بیرونی منظومه شمسی در همه جهات حرکت می کند) با سرعت زیاد دارند٬ علاوه بر این ٬ اولین نشانه های مستقیم ازتاثیر امواج مغناطیسی با نام امواج آلف ون (Alfven ) در حرکت بادهای خورشیدی در اختیار دانشمندان قرار گرفته است.
در اتمسفر خورشید امواج آلف ون زمانی تولید می شوند که حرکات همرفتی وامواج صوتی٬ میدانهای مغناطیسی را با فشار به سمت بیرون تغییر شکل می دهند و یا زمانی که فرآیندهای دینامیکی جریانهای تولید می کنند که موجب تغییر شکل میدانهای مغناطیسی می شوند.
تاکنون مشاهده این اموج بدلیل توان کم تفکیک دستگاههای مورد استفاده امکان پذیر نبوده است.اما این فضاپیما توانسته نشانه های مستقیمی از آنها را در اختیار دانشمندان قرار بدهد.اکنون دانشمندان امیدوارند با کمک این فضاپیما بتوانند راز منبع انرژی بادهای خورشیدی را حل کنند. تا قبل از این ستاره شناسان می توانستند شاهد تعداد اندکی جت اشعه ایکس در روز باشند در حالیکه بکمک حساسیت بالای این فضاپیما روزانه بطور متوسط تا 240 عدد از آنها قابل مشاهده است.
ظاهرا” ترکیب مجدد خطوط مغناطیسی مخالف ٬پدیده ای کاملا” رایج در خورشید بوده واین ترکیب٬ موجب تولید امواج آلف ون وپلاسمای پرانرژی به شکل جتهای اشعه ایکس می شود.بنابراین رابطه مستقیمی بین ترکیب مجدد خطوط مغناطیسی وشکل گیری امواج آلف ون در جتهای اشعه ایکس وجود دارد.
تعداد زیاد جتها بهمراه سرعت زیاد پلاسمایی که به سمت بیرون پرتاب می شود موجب تقویت این نظریه شده که جتهای اشعه ایکس عامل اصلی در شکل گیری بادهای خورشیدی می باشند.
IDM یک دانلود منیجر خوب و کارامد هست .شما به کمک این برنامه با خیال راحت به دانلود فایل ها از اینترت می تونین بپردازین چون در صورت قطع اینترنت هر زمانی که خواستین می تونین فایل مورد نظر رو تا جایی که دانلود کردین، به دانلود ادامه بیدن.

Internet Download Manager (IDM) is a tool to increase download speeds by up to 500 percent, resume and schedule downloads. IDM has a smart download logic accelerator that features intelligent dynamic file segmentation and safe multipart downloading technology to accelerate your downloads. Simple graphic user interface makes IDM user friendly and easy to use.
Download : Internet Download Manager v5.11 Build 9
ستارگان و رنگ آنها

▪ اعتقاد غلط : تمام ستارگانی که در آسمان می بینیم، سفید رنگ.
▪ اعتقاد درست : ستارگان تمام رنگ ها را بدون کم و کاست دارند.
باور این که ستارگان رنگی هستند، برای اکثر مردم دشوار است. چون به ظاهر تمامی ستارگانی که در شب دیده می شوند سفید رنگ هستند. اما به خورشید نگاه کنید! به نظر من خورشید یک ستاره ی زرد رنگ می باشد.
اگر در یک شب تابستانی، به آسمانی بدون غبار و صاف نگاه کنید، می توانید ستاره وگا (درخشانترین ستاره در صورت فلکی Lyra) را بر فراز آسمان ببنید. این ستاره به وضوح آبی رنگ است. آنترز (درخشانترین ستاره صورت فلکی عقرب) نیز یک ستاره قرمز رنگ است که در تابستان در آسمان دیده می شود.
در فصل زمستان هم ستارگان رنگی در آسمان داریم. مثلاً می توان به ستاره بیت الجوز (در صورت فلکی اوریون) اشاره کرد، که ستاره ای کاملاً سرخ رنگ می باشد. آلبدباران (در صورت فلکی ثور) نیز کاملاً قرمز است.
اما خب، اکثر ستارگان کم نور واقعاً سفید به نظر می رسند. ماجرا از چه قرار است؟
هنگامی که جسمی را گرم کنیم، رنگ آن تغییر می کند و رنگ های سرخ و آبی و در آخر سفید را از خود منتشر می کند. یعنی نوری که از هر جسم منعکس می شود به دمای آن بستگی دارد.
رنگ هر جسم به طول موجی که آن جسم از خود منتشر می کند بستگی دارد. نور مانند موج رفتار می کند و رنگ نور به طول موج آن بستگی دارد. پلانک موفق شد که یک نسبت میان برای دما و درخشندگی اجسام به دست آورد. یک جسم در دمایی معین یک طول موج را بیشتر از دیگر طول موج ها از خود ساطع می کند و به همین علت به رنگی خاص دیده می شود.
یکی از دلایلی که باعث می شود تا ستارگان را سفید ببینیم به ساختمان چشم انسان مربوط می شود. در چشم انسان دو نوع حسگر داریم. حسگرهایی که در مردمک چشم هستند درخشندگی را تشخیص می دهند، در حالی که حسگرهایی که در شبکیه هستند رنگ را شناسایی می کنند. حسگرهای شبکیه خیلی حساس نیستند، بنابراین با نورهای بسیار ضعیف فعال نمی شود. به خاطر همین است که نورهای بسیار ضعیف را سفید مشاهده می کنیم. بنابراین، حتی یک ستاره سرخ نیز اگر کم نور باشد، سفید به نظر میرسد، و تنها ستارههای درخشانتر به همان رنگی که هستند برای ما به نظر میرسند!
اگر یک دوربین دوچشمی داشته باشید و به بعضی از ستارهها که درخشان هستند ولی برای چشم غیرمسلح همچنان سفید به نظر میرسند نگاه کنید؛ می بینید که بسیاری از آنها از پشت دوربین ناگهان رنگی میشوند! دوربین نور بیشتری را به داخل چشم شما متمرکز میکند، و در این شرایط حسگرهای شبکیه شما فعال می شوند. یک تلسکوپ باز هم ستارههای بیشتری را به صورت رنگی نشان خواهد داد.
ستارهای بهنام آلبیرئو وجود دارد، که برای چشم غیرمسلح یک ستاره به نظر میرسد، اما درحقیقت، ۲ ستاره در مدار مجاور هم هستند که به دور هم گردش میکنند. یکی از این ۲ ستاره به رنگ قرمزآتشی است، درحالیکه دیگری به رنگ آبی خیرهکننده میباشد. این یکی از زیباترین مناظر در آسمان است که حتی با یک تلسکوپ معمولی قابل رویت است.
حتمآ می دونین که Firefox نسخه 3 و بتا خودش رو عرضه کرده اما از اونجا که بنده کلآ به نسخه های بتا نرم افزارها اعتقادی ندارم برای شما نسخه 2 و پایانی Firefox رو قرار میدم که به صورت رسمی توسط این شرکت ارائه شده است.

Firefox is a free, open-source web browser for Windows, Linux and Mac OS X and is based on the Mozilla codebase. It is small, fast and easy to use, and offers many advantages over Internet Explorer, such as the ability to block pop-up windows.
Download : Mozilla Firefox v2.0.0.11 for Windows
Download : Mozilla Firefox v2.0.0.11 for Linux
Download : Mozilla Firefox v2.0.0.11 for MacOS
اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوه ……
اگه يه مگس بيفته توی فنجون قهوهء يه انگليسی ، فنجون رو پرت می كنه توی خيابون و از كافه تريا ميره بيرون!
آمريكايی هه ، مگس رو از توی قهوه بيرون مياره و قهوه رو می خوره!
چينی هه ، مگس رو می خوره و قهوه رو احتمالا” دور می ريزه!
اسرائيلی هه ، مگس رو می فروشه به چينی هه و قهوه رو می فروشه به آمريكايی هه!… بعد توی تلويزيون ظاهر ميشه و دست به گريه و زاری ميذاره كه جونش تهديد شده و در خطره!… بعد اين كار رو ميندازه گردن فلسطينی ها و محكومشون می كنه!… بعد سوريه و حزب الله رو متهم می كنه كه از سلاحهای بيولوژيكی استفاده می كنن!… بعد اين قضيه رو يه عمل ضد يهودی و يه نوع گسترش مجدد قتل عام هيتلری عنوان می كنه!… بعد ياسر عرفات رو متهم می كنه كه مگس توی قهوه ش انداخته!… بعد هر چی از كرانهء باختری و نوار غزه مونده رو اشغال می كنه و محصولات مزارع رو از بين می بره و آبرسانی و كمك رسانی به مردم رو قطع می كنه و به هر فلسطينی ای كه توی خيابون راه بره تيراندازی می كنه!… بعد يه كمك نظامی فوری از آمريكا می خواد!… بعد درخواست يه وام يك بيليون دلاری پرداختی طی 100 سال برای خريدن يه فنجون قهوهء ديگه می كنه!… بعد قهوه چی رو مجبور می كنه كه برای جبران اين قضيه اجازه بده تا آخر قرن جاری توی قهوه خونه ش قهوهء مجانی بخوره!
ايرانی هه ، بلند ميشه قهوه رو می پاشه توی صورت قهوه چی و يقه ش رو می گيره و ميفتن به كتك كاری!… بعد بقيهء مشتريهای پاكار هم هيجانی ميشن و يه دعوای حسابی راه ميفته و قهوه چی هم به ضرب چاقو كشته ميشه!… بعد پليس 110 مياد يه عده رو ميبره!… بعد بچهء قهوه چی دچار ناهنجاری اجتماعی ميشه و در آينده مملكت رو هر چه بيشتر به عقب می كشونه!… بعد متهم ها مخفيانه به زندان اوين منتقل ميشن و تا چند سال سرنوشتشون مجهول باقی می مونه!… بعد يه خبرنگار ميره تحقيق كنه و می گيرندش و با لنگه كفش مخشو صاف می كنن!… بعد توجه جهان جلب ميشه و حكم اعدام مشتری مگس خورده از طرف اتحاديهء اروپا و آمريكا مورد اعتراض واقع ميشه!… بعد متصديان حقوق بشر و سازمان ملل به اينور مرز سرازير ميشن!… بعد مشتری مگس خوردهء ما يه قهرمان ملی ميشه و احزاب داخلی ميفتن به جون همديگه!… بعد از چند سال قضيه فراموش ميشه و مردم كماكان به زندگی عاديشون ادامه ميدن!… بعد بچهء قهوه چی كار باباشو ادامه ميده و از روی عقدهء سالهای بچگی ، توی قهوه های مردم مگس و پشه و سوسك و سنجاقك و …. ميندازه!… بعد يه نفر بلند ميشه يقه ش رو می گيره و ……………. و عقب موندگی مملكت تا قرن ها ادامه پيدا می كنه
به نقل از وبلاگ دیبدمینی
هرا، خدای مادر در زمانهای بسیار دور، انسان ناشناخته ها و وقایع طبیعی مانند باران، صاعقه، گرما و سرما، شب و روز، تغییر فصل، مرگ و زندگی و مانند اینها را زاییده قدرت خدایانی میدانست که بر زمین و موجودات آن حکومت میکردند.از نظر آنها این خدایان نه تنها به خودی خود در انجام بعضی امور و وقایع دست داشتند بلکه مناسبات و روابط بین آنها هم در سرنوشت انسانها تاثیر مستقیم داشت. خدایان باستان در تمام جوامع بشری وجود داشته اند و هیاتی انسانی با نیروی مافوق بشری داشته اند، آنها جاودان بودند و میتوانستند با انسانهای عادی وصلت کرده و بچهدار شوند، فرزندان این خدایان “نیمه خدا” بودند و با وجود داشتن قدرت مافوق بشری، میرا بودند.
خدایان و داستانهای اساطیری در ابتدا به منظور توضیح اسرار زندگی به کار میرفتند اما به تدریج نبرد موجودات افسانه ای و ماجراهای پر آب و تاب قهرمانان چنان شیرین و جذاب شد که با وجود پیشرفت علم و حضور پیامبران موحد، اساطیر باقی ماندند و در تمام هنرها حضور بارزی یافتند.
در این میان اساطیر یونان به دلیل تکیه فراوان ادبیات باستان یونان و بعد ادبیات مدرن جهان بر آنها و همچنین ساده تر بودن نامهای خدایان به گوش آشنا تر است.از طرفی نباید از تاثیر فراوان فیلمهایی که با تکیه بر اسطوره های یونان تهیه شده است غافل شویم. به همین دلیل معرفی خدایان اساطیری را با معرفی مختصر خدایان المپ (The Olympians) آغاز میکنیم.
خدایان المپ یا المپ نشینان
این خدایان 12 تن بودند که پس از سرنگونی تایتانها (Titans خدایان اولیه) به حکومت پرداختند. کوه المپ محل نبرد تایتانها با خدایان دوازده گانه بود و بعدها هم به عنوان محل زندگی خدایان از آن نام برده شد. تمام المپ نشینان به نوعی با یکدیگر نسبت داشتند و بنا به شرایط زمانه هر از گاهی یک یا چند تن از آنها بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. برای مثال اگر در زندگی واقعی، همسر حاکم یا شخص قدرتمند منطقه از شخصیت قوی یا خانواده مهمتری بود، خدایان زن و به خصوص هرا (Hera) که خدای مادر بود مورد توجه میگرفت. اگر جنگی در میان بود، معبد خدای جنگ بیشتر مورد توجه قرار میگرفت.
سنگ برجسته زئوس به همراه همسرش هرا زئوس (Zeus)
زئوس فرزند کرونوس (Cronus)، تایتان بزرگ، بود. او پدرش را سرنگون کرد و بر سر حکومت با برادرانش پوزئیدون (Poseidon) و هادس (Hades) قرعه کشی کردند، زئوس در نتیجه این قرعه کشی به نام بزرگ خدایان شناخته شد، او فرمانروای آسمان و باران و اسلحه اش آذرخش است که آنرا به سمت کسی که او را ناخشنود کرده ، پرتاب میکرده است. یکی از مواردی که او را بسیار خشمگین میکرد دروغگویی و پیمان شکنی بوده است. زئوس هرا (Hera) را به همسری گرفت اما به خاطر داشتن ماجراهای عشقی فراوان شهرت داشته است.

پوزئیدون خدای دریا پوزئیدون Poseidon
پوزئیدون برادر زئوس است و در قرعه کشی که پس از سرنگونی پدرشان انجام شد، دریا را به دست آورد و به نام خدای دریا شناخته میشود. دریانوردان و ماهیگیران از پرستندگان او به شمار می روند. پوزئیدون با آمفی تریت Amphitrite که نوه اوسیانوس Oceanus تایتان آبهای به هم پیوسته جهان، ازدواج کرد. اسلحه او یک نیزه سه شاخه است، که میتواند جهان را بلرزاند و هر چیزی را درهم بشکند. او پس از زئوس قدرتمندترین خدا است و طبیعتی ستیزه جو و حریص دارد، به همین برای به دست آوردن شهرهای خدایان دیگر، با آنها درگیر میشده است.

هادس خدار مردگان هادس Hades
هادس، در قرعه کشی با برادرانش، بدترین سهم را برنده شد و آن جهان زیرزمین یا دنیای مردگان است. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان تشکیل میدادند، او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش میشدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی ها Erinnyes یا خشم و ناامیدی، که کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آنها به سمت خودکشی بود. هادس به دلیل حکومت بر زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای پروت هم به شمار می رفت. همسر او پرسفونه بود که توسط هادس ربوده شده بود. هادس خدای جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس Thanatos خدای مرگ بود. (ادامه دارد …)
آيا ميدانيد كه از طريق ميوهها ميتوان شخصيت آدمها را شناسايي كرد؟
آيا ميدانيد كه ميتوانيد از روي ميوههاي انتخاب شده شخصيت آدمها را شناسايي كنيد و براساس ميوههاي موردنظر بگوييد كه شرايط روحي و رواني اشخاص مختلف چگونه است؟
پرتقال
از بين ميوهها اگر پرتقال ميوه محبوب شماست، شما آدمي پرقدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت، اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش، پرتلاش و كمي خجالتي هستيد؛ اما در دوستي ميتوان به شما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده و با تمام وجود به آنها عشق ميورزيد و از درگيري و تنش به هر قيمت پرهيز ميكنيد.
سيب
چنانچه سيب ميوه محبوب شماست، فردي اسرافكار و بسيار ركگو هستيد. اگرچه ممكن است شخصاٌ بهترين سازماندهنده و مدير نباشيد، اما ميتوانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيتهاي بزرگ ميرسانيد. در بيشتر موقعيتها ميتوانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد؛ شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت ميبريد. زماني كه با شريك زندگي خود به سر ميبريد، جذاب و خونگرم به نظر ميآييد و به شدت عاشق زندگي به مفهوم واقعي آن هستيد.
آناناس
اگر آناناس ميوه مورد علاقه شماست، بسيار سريع تصميم ميگيريد و سريعتر از آن عمل ميكنيد. در تغيير شغل و خطر كردن در زمينه اجتماعي شجاع و بيباك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت ميباشيد و نميگذاريد كار روي دستتان بماند.
دوست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد، معمولاً خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه برقرار نميكنيد، ولي به محض انجام اين كار دوستتان را براي هميشه براي خود نگه ميداريد. به ندرت به دنبال زندگي رمانتيك ميرويد و شريك شما غالباً به واسطه اين صفات ممتاز تحت تأثيرتان قرار ميگيرد، اما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نااميد است.
موز
عاشقان موز افرادي دوست داشتني، آرام و طبيعتاً گرم و بااحساس هستند. شما غالباً از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي بودن در رنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوءاستفاده كرده و سعي ميكنند به اين وسيله براي خود موقعيتهاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينهها هستيد و اين عشق به خاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! به خاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است.
نارگيل
دوستداران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي، بافكر و باشعور هستند. از روابط اجتماعي لذت ميبريد و به ويژه روي همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه به نظر آييد، اما لزوماً چنين صفتي در شما برجسته نميشود. شما فردي سريعالانتقال، آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در زمينه شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام ميدهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسأله دخالت نميدهيد.
گيلاس
چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست، زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را به شما نشان نميدهد. فراز و فرود در زندگيتان زياد است، به ويژه در موقعيتهاي حرفهاي و كاري. شما هميشه و در هر پروژهاي كمي پول به دست ميآوريد و نه به مقدار زياد. ذهني فعال و خلاق داشته و غالباً به دنبال چيزهاي نو هستيد. شما شريكي صميمي و وفادار هستيد، اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار سادهاي نيست. خانهتان براي شما به منزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشتر از اين دوست نداريد كه در منزل باشيد و دوستان، آشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند.
انگور سياه
به طور كلي آدمي مؤدب و خوشرو هستيد، اما گاهي اوقات سريع و بهشدت عصباني ميشويد، هر چند به همان سرعت نيز عصبانيت شما فروكش ميكند. از زيباييها به هر شكلي كه باشد، لذت ميبريد. بسيار محبوب و موردعلاقه ديگران هستيد و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست. شور، شوق، علاقه وافري به زندگي داريد و از هر كاري كه ميكنيد، لذت ميبريد؛ اعم از لباس پوشيدن، خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام شور و علاقه شما سهيم باشد تا بتواند از تمام چيزي كه به او هديه ميدهيد، لذت ببرد!
هلو
درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي ركگو بوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و در فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستيها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلالطلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است.
عاشقي ايدهآل، صبور، صميمي و يكرنگ هستيد. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد.
گلابي
چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري ميكنيد، ميتوانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاشهايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزههاي مفيد ذهني لذت برده و دنبالهرو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه به دنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار، ديد وسيع و دل دريايياش اهميت ميدهد.

منبع :اطلاعات علمی
بنیاد موزیلا اعلام کرد مرورگر صفحات وب Firefox 3 Beta 1 در مدت دو هفته بیش از پانصد هزار بار دانلود شده است.

این گزارش اضافه می کند، تا زمان عرضه نسخه نهایی فایرفاکس 3 در سال آینده، دو نسخه بتای دیگر نیز در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت. بدین ترتیب، مرورگر Firefox 3 Beta 2 تا پایان سال جاری میلادی و نسخه 3 بتا نیز در اوایل سال 2008 عرضه خواهند شد.
بنا به گفته تیم توسعه فایرفاکس، تا امروز 429 هزار کپی از این نسخه بتای فایرفاکس 3 دانلود شده است که صد هزار بار از این دفعات دانلود متعلق به کاربرانی است که در تست این مرورگر مشارکت دارند.
دو نسخه بتای دیگر فایرفاکس 3، ویژگی های گرافیکی جدید این مرورگر را به همراه خواهند داشت.
* شنبه :
امروز هوا خیلی گرم و چسبناک بود
دیشب به خاطر گلو درد تا صب نتونستم بخوابم
احساس می کنم جای یه چیزی یا یه کسی توی زندگی بی روح و خسته کنندم خالیه
ولی نمی دونم چی یا کی…
زبونم درد می کنه و با وجود وفور مگس و حشره های چاق بی مزه دیگه میلی برای شکارشون ندارم
احساس دلتنگی می کنم
* یکشنبه :
از دیروز هیچی نخوردم
گلوم ورم کرده و زبونم پیچ خورده
فکر می کنم آخرین روزای زندگیمه
از خودم و قیافه زشت خودم که هر روز توی آب مرداب مجبور به دیدنشم حالم به هم می خوره
تموم دیشب ناله کردم و اشک ریختم
ولی کسی دلش به حال یک غورباقه دلتنگ نمی سوزه.
* دوشنبه :
امروز با دقت بیشتری به هیکل و قیافه و تاولای سبز رنگ روی تنم دقت کردم
همینطور به سوراخای گشاد دماغم و چشمای قلمبیده روی صورت پهنم
حالا بهتر می فهمم که چرا اینقدر تنهام و حتی کسی لگدم نمی کنه
این روزا صدای قلبم از صدای قور قورم بلندتر شده
آه…
* سه شنبه :
امروز یک مگس خیلی چاق و گوشتالو نشست روی نوک دماغم
ولی بغضی که مدتیه توی گلوم نشسته نذاشت که عکس العملی نشون بدم
با اینکه سه روزه هیچی نخوردم ولی هنوز زنده ام
نمی دونم آخه یک غورباقه چطور می تونه خودکشی کنه
یادمه ننه بزرگ می گف غورباقه ها بدون سر هم می تونن تا دو روز زنده باشن
کاش حداقل اون پرنده ماهیخوار منو می خورد
تنم بوی لجن مونده می ده
* چهارشنبه :
امروز یک اتفاق غیر منتظره و باور نکردنی زندگی منو متحول کرد
ورود یک گروه چند نفری آدم سکوت مرداب و منو به هم ریخت
آدما از قشری بودن که خودشون اسمشونو گذاشتن دختر
در حالیکه به نظر من هیچکدومشون تر نبودن
همشون بی نهایت خوشگل بودن , با دماغای کوچولوی تراشیده و چشمای درشت
و چیزی که بیشتر منو تحت تاثیر قرار داد دندونای سفیدشون بود که موقع خندیدنشون برق می زد
چیزی که من از داشتن حتی یه دونش محرومم
میون همه اونا یه نفر نظر منو جلب کرد , از همه شون بزرگ تربود و به نظر من با نمک تر
احساس می کردم قلبم داره پوست نازک زیر سینه مو پاره می کنه
اون خودش بود
همسفر آرزوهای زندگی من
در یک لحظه فراموش نشدنی , اون , اومد طرف من و در حالیکه می خندید و حرفای نامفهومی می زد بقیه رو صدا کرد
من از جام تکون نخوردم و عاشقونه بهش چشم دوختم
با یه تیکه چوب منو انداخت توی یه قوطی شیشه ای و درشو بست
شاید به این خاطر به من دست نزد که تنم بوی خیلی بدی می داد
من بهش حق دادم
خدایا متشکرم , من عشقمو پیدا کردم …
* پنجشنبه :
فکر می کنم حدود یک شبه که توی این قوطی کوچیک شیشه ای منتظرشم
حال خیلی خوبی دارم
دیگه گلوم درد نمی کنه و هوس خوردن چند تا مگس چاق زبونمو آب انداخته
بلاخره اومد
آه خدای من , بی نظیره …
ایندفه منو با دستای قشنگ و داغش برداشت
وقتی انگشتای کشیدش پوست زیر شکممو لمس می کرد دوست داشتم از ته گلوم قور قور کنم
چند لحظه بعد منو به پشت روی یک میز سفید و تمیز خوابوند
نمی دونستم می خواد با من چیکار کنه ولی هر چی بود احساس بی نهایت داغ و خوبی بود
اول دستای منو با ظرافت به دو تا گیره کوچیک روی میز بست و بعد نوک انگشتشو کشید روی پوست زیر گلوم
آه … عزیزم … چقدر تو لطیفی .. چقدر با احساسی ..
اون منو درک می کنه …
بعد که نوبت به پاهام رسید یه خورده خجالت کشیدم ولی با این وجود مطیعانه و رام خودمو سپردم بهش .. من یه عاشق دیوونه و مطیع بودم
پاهای بدقواره و زشتمو با لطافت بی نظیری به گیره های پایینی روی میز بست و در تموم این مدت نگاه های بی تاب و عاشقانش منو دیوونه می کرد
می دونستم که ضربان قلبمو از زیر پوست تنم می بینه و لذت می بره
آره عشق من … این تپش ها به خاطر توئه
چند لحظه بیشتر نگذشته بود که نور شدید یه چراغ چشمامو زد و برای چند لحظه دچار کوری شدم
من فکر می کردم معمولا معاشقه های رمانتیک در تاریکی و یا حداقل در سایه روشن انجام می شه ولی معشوق خوش سلیقه من می خواست با این کار به من بفهمونه که زشتی های ظاهری من اصلا براش مهم نیست … دوست دارم
آه خدای من … اون فکر می کنه من لباس تنمه … عزیزم… من … آخ
مهم نیست , خب این یه اشتباه کوچیک بود … اصلا مهم نیست , معشوق من با ظرافت و عشق با یک تیغ بی نهایت لطیف پوست نازک منو از زیر گلو تا بالای ناف درید و من صبورانه تحمل کردم و هیچی نگفتم … طفلک حتما فکر می کرد که من زیر این پوست زشت چیز خوشگل تری قایم کردم ولی افسوس …
نمی تونستم به پایین نگاه کنم ولی فهمیدم که اون با چشم های قشنگش قلب کوچکمو که تند تر از ثانیه شمار ساعت دیواریش می زد رو بدون هیچ روکشی می بینه و عشقش به من صد افزون می شه … آره عزیزم این دل مال خودته …
با حرارت و شوق زاید الوصفی به محتویات شکم من خیره شده بود و من فکر می کنم جنبش های کوچک و رعشه وار قلبم اونو از خود بی خود کرده بود .. به نظر من این صحنه از صحنه عاشقانه کارتون دیو و دلبر هم عاشقونه تر و رویایی تر بود
قطره های اشکم آروم روی میز می چکید و با چشم های اشک آلودم سایه حرکت دست معشوقمو به داخل شکمم دنبال می کردم
آخخخخخخخخخخخخخخخ …. آخخخخخخخخخخخخخخخخ
چند بار فحش های بدی زیر زبون درازم گیر کرد ولی در محضر عشقم به شدت از گفتنش اجتناب کردم
اون داشت از من دلبری می کرد و من باید صبر می کردم
فکر می کنم دراین کار کمی زیاده روی کرد و دل کوچکمو به طور کامل برد
چند لحظه بیشتر از تحمل دردهای وحشتناک توی سینم نگذشته بود که قلبمو در حالیکه هنوز بی تابانه می تپید میون دست های معشوقم دیدم
آه خدای من .. من واقعا نمی دونستم عشقبازی اینقدر درد و خون و خونریزی داره
به هر حال کسی که عاشق می شه باید پای همه چیز وایسته و من عاشقانه ایستاده … نه … خوابیده بودم
معشوق زیبای من .. منو همونطور طاقباز روی میز رها کرد و قلب کوچیکم .. تموم هستیمو … با خودش برد و چند متر اون طرف تر اونو توی یه طرف شیشه ای کوچیک که فکر می کنم توش کمی هم الکل بود انداخت .. آه عزیزم .. می خواستی فقط مال خودت باشه … می دونستم توی عشق حسودی هم هست .
نمی دونستم تا چند ساعت دیگه زنده ام ولی لذت عاشق بودن رو در همین چند لحظه به طور کامل بردم فقط توی فیلم ها دیده بودم که عاشق و معشوق ها در اولین برخورد برای مدت زیادی لب هاشونو را روی هم می گذارند که معشوق من این کارو نکرد و البته می دونم چرا .. چون من اصلا لب نداشتم
توی همین چند لحظه که میل شدید خوردن مگس به سراغم آمده بود مگس های مهربان به طور مستقیم وارد شکم من می شدند و عوض اینکه معده و روده های باریک من آن ها را هضم کند آن ها با مهربانی و شعف خاصی روده های من را هضم می کردند
و من عاشقانه از دور به اندام کشیده معشوقه ام می نگریستم … آه
معشوقه ام چند لحظه بعد برگشت و با یک سیخ دل و روده ام به هم مالید و مگس ها را دور کرد .. به شدت دردم آمد
فکر می کنم دنبال قلب دیگری می گشت … عزیزم .. همون یک دونه بود که تو بردیش .. دلبر خوشگلم
معشوقه زیبایم .. چراغ را خاموش کرد و از اتاق بیرون رفت و حتی دست های من را باز نکرد تا اشک هایم را پاک کنم … شاید فکر می کرد من از دستش فرار کنم در حالیکه نمی دانست من بدون دل کجا می توانستم بروم .. دوستت دارم عشق من
…
* جمعه :
احساس سبکی می کنم واز بین ابرها اندام سلاخی شده ام را روی میز سفید می نگرم
آه .. من یک عاشق کاملم که جانش را با دلش در راه عشقش داد
اصلا دلم برای خودم نمی سوزد .. بیشتر دلم برای معشوقه ام می سوزد که حالا باید تنها از جاده های زندگی عبور کند … قور قووور
می دانم که معشوقم شب ها شیشه الکل حاوی قلب مرا که هنوز با یاد عشقم می تپد در آغوش می گیرد و آهسته می گرید
آه عزیزم .. من حتی تو را از پس این ابر ها عاشقانه و صادقانه می پرستم
قلبم و تمام هستی ام از آن تو باد زیبای من
امروز بعد از ظهر معشوقم را دیدم که قلبم را زیر میکروسکوپ نگاه می کرد و تند تند چیزهایی می نوشت
می دانم که از عشق من می نویسد و از صداقتم
نزدیک غروب , معشوقه ام وارد همان اتاق با میز سفید شد و وقتی نعش بی جان مرا دید از خود بی خود شد و گیره ها را باز کرد و لنگ مرا گرفت و در حالی که دماغ زیبایش را گرفته بود برایم … فکر می کنم البته … گریه کرد ( احتمالا .. چون از این بالا خوب دیده نمی شد ) و مرا در آسمان بیرون از پنجره اتاقش به دست باد و بعد گربه همسایه سپرد
و بعد من چیزی را دیدم که برای همیشه در خاطرم ماند
معشوقه مهربانم سریع به اتاقش برگشت و شیشه حاوی الکل که قلب من در آن بود را برداشت و در حالیکه آن را در بین دست هایش گرفته بود لبخند عمیقی زد
لبخندی که از نهایت تعجب و عشقش بود
قلب من درون الکل تند تند می تپید .
قوور قووووووووووووووووووووووور










